اکسسوریهایی از دل تاریخ که دوباره به بازار مد بازگشتهاند!

اگر یک جعبه زیورآلات متعلق به چند نسل مختلف را روی میز خالی کنیم، احتمالاً با صحنه عجیبی روبهرو میشویم. سنجاقسینهای که زمانی روی یقه یک کت رسمی قرار میگرفت، امروز میتواند روی سویشرت یا کیف دیده شود. رشته مرواریدی که قبلاً نشانه وقار و پوشش رسمی بود، کنار زنجیر فلزی و لباس خیابانی قرار میگیرد. چوکر دوباره برگشته، انگشترهای بزرگ از صندوقچهها بیرون آمدهاند و حتی شانهها و گیرههای تزئینی مو دوباره جدی گرفته میشوند.
اما این ماجرا را نباید فقط با جمله معروف «مد تکرار میشود» توضیح داد. مد معمولاً چیزی را عیناً پس نمیدهد. آن را از گذشته قرض میگیرد، بخشی از معنای قبلیاش را پاک میکند و بعد با کاربرد تازهای تحویل نسل جدید میدهد.
همین تفاوت کوچک، داستان اکسسوریهای بازگشته را جذاب میکند.
موزه ویکتوریا و آلبرت در مرور تاریخ جواهرات نشان میدهد که زیورآلات از دورههای بسیار قدیمی فقط برای زیباتر شدن استفاده نمیشدند؛ گاهی نشاندهنده جایگاه اجتماعی بودند، گاهی کاربرد آیینی یا نمادین داشتند و گاهی مثل یک شیء شخصی، بخشی از هویت صاحبشان محسوب میشدند. امروز بسیاری از همان فرمها دوباره دیده میشوند، با این تفاوت که سؤال اصلی دیگر این نیست که «این قطعه چه جایگاهی را نشان میدهد؟» بلکه بیشتر این است که «من چطور میتوانم آن را به سبک خودم تبدیل کنم؟»
سنجاقسینه؛ از وسیله اتصال لباس تا امضای شخصی

سنجاقسینه شاید بهترین مثال برای فهم این تغییر باشد. شکلهای اولیه چنین قطعاتی در لباس فقط جنبه تزئینی نداشتند و برای نگه داشتن پارچه و پوشش هم استفاده میشدند. نمونههای تاریخی باقیمانده در موزه متروپولیتن نشان میدهند که سنجاقها در بعضی فرهنگهای اروپایی بخشی بسیار مشخص از ساختار لباس بودهاند؛ بعدها همین شیء کاربردی به بستری برای فلزکاری، سنگهای تزئینی و نمایش سلیقه تبدیل شد.
حتی در قرن نوزدهم، اروپا دورهای از علاقه شدید به جواهرات الهامگرفته از تمدنهای باستانی را تجربه کرد. طراحان از فرمهای اتروسکی، رومی، بیزانسی و قرون وسطایی الهام میگرفتند و آنها را به جواهرات زمان خودشان تبدیل میکردند. یعنی همین ایده «برداشتن چیزی از گذشته و بازطراحی آن» خودش چندان تازه نیست.
حالا سنجاقسینه دوباره یکی از اکسسوریهای جدی سال ۲۰۲۶ شده است. Vogue آن را هم در روندهای بهار و هم در اکسسوریهای پاییز ۲۰۲۶ برجسته کرده و در رانوی برندهای مختلف، سنجاق دیگر الزاماً وسط یقه یک لباس رسمی قرار ندارد؛ روی کت، بافت، پیراهن، شال و نقاط غیرمنتظره لباس دیده میشود.
همین جابهجایی کوچک مهم است. سنجاقسینه از «جواهری که جای مشخصی دارد» به «ابزاری برای دستکاری ظاهر لباس» تبدیل شده است.
مروارید دیگر قرار نیست مؤدب باشد

مروارید یکی دیگر از قربانیان تصویر قدیمی خودش بود.
برای مدت طولانی، تصور عمومی از گردنبند مروارید به لباس رسمی، استایل کلاسیک و نوعی ظرافت کنترلشده گره خورده بود. حتی در تاریخ مد قرن بیستم، استفاده گسترده کوکو شنل از مرواریدهای مصنوعی کمک کرد این ظاهر از جواهر گرانقیمت صرف فاصله بگیرد و وارد قلمرو فشن شود. V&A اشاره میکند که مرواریدهای تقلیدی به یکی از نشانههای مشخص سبک Chanel تبدیل شدند و از دهه ۱۹۲۰ به بعد در گردنبند، سنجاق و حتی دکمه لباس حضور داشتند.
نسخه ۲۰۲۶ مروارید، اما رفتار متفاوتی دارد.
رشتهها بزرگتر و چندلایه شدهاند، مرواریدها با فلز، سنجاق، زنجیر و فرمهای خشنتر ترکیب میشوند و چیزی که ELLE از آن به عنوان نوعی «punk pearls» یاد میکند، عملاً تلاش برای بیرون کشیدن مروارید از همان تصویر بیش از حد مرتب گذشته است.
این دقیقاً یکی از الگوهای اصلی بازگشت اکسسوریهای تاریخی است: هرچه یک شیء در گذشته قانون بیشتری داشته باشد، نسل جدید ظاهراً علاقه بیشتری به شکستن همان قوانین دارد.
چوکر؛ اکسسوریای که چند بار از تاریخ برگشته است

درباره چوکر حتی نمیتوان گفت «دوباره برگشته»، چون این گردنبند بارها این کار را انجام داده است.
نمونههایی از زیورهای کوتاه و نزدیک به گردن هزاران سال قدمت دارند. موزه متروپولیتن، برای مثال، گردنبندی سومری متعلق به حدود ۲۶۰۰ تا ۲۵۰۰ پیش از میلاد را معرفی میکند که به دلیل طول کوتاهش احتمالاً به شکلی نزدیک به چوکر امروزی پوشیده میشده است.
قرنها بعد، فرمهای نزدیک به گردن در لباس اشرافی اروپا دیده شدند، سپس نسخههای مختلف چوکر در دورههای دیگری بازگشتند و نسل متولد دهه ۹۰ هم احتمالاً آن را با چوکرهای تاتویی پلاستیکی و استایل پاپ آن دوره به یاد میآورد.
در کالکشنهای بهار ۲۰۲۶ نیز چوکرهای حجیم و مجسمهوار دوباره از روندهای قابل توجه جواهرات بودند. با این حال نسخه جدید کمتر شبیه گردنبندی ظریف است و بیشتر مثل یک عنصر معماری روی گردن عمل میکند.
یعنی یک خط ساده دور گردن طی هزاران سال زنده مانده، اما هر دوره شخصیت خودش را روی آن نوشته است.
وقتی جواهر از لباس جدا میشود و سراغ خود بدن میرود
یک تغییر جالبتر هم در چند دهه اخیر اتفاق افتاده است. جواهر دیگر الزاماً چیزی نیست که فقط از گردن آویزان شود، روی انگشت بنشیند یا به لباس سنجاق شود. بدن خودش تبدیل به بخشی از طراحی شده است.
V&A درباره جواهرات معاصر توضیح میدهد که از دهه ۱۹۶۰ به بعد، طراحان مستقل بارها مرز میان جواهر، بدن و هنر پوشیدنی را جابهجا کردهاند و حتی مواد، اندازه و محل قرارگیری جواهر را زیر سؤال بردهاند.
اینجا میتوان رد همان منطق تاریخی را در نسل تازهتری از اکسسوریها دید. آدم هنوز دنبال یک جزئیات کوچک برای تعریف ظاهر خودش است؛ فقط محل آن تغییر کرده.
برای همین پیرسینگهای ظریف هم میتوانند کنار گردنبند، انگشتر و گوشواره بخشی از زبان شخصی استایل باشند. بعضی از آنها حتی قرار نیست دائماً مرکز توجه باشند؛ مثلاً این مدل پیرسینگ بیشتر هنگام لبخند یا باز شدن دهان دیده میشود. این نوع اکسسوری با منطق سنجاقسینه بزرگ یا گردنبند نمایشی متفاوت است: به جای اینکه از فاصله چندمتری اعلام حضور کند، روی لحظه دیدهشدن حساب میکند.
شاید همین تفاوت نشان دهد مسیر جواهرات از «نمایش دارایی» چقدر به سمت «انتخاب شخصی» حرکت کرده است.
انگشترهای مهر و جواهرات ارثی؛ گذشتهای که عمداً قدیمی به نظر میرسد
همه اکسسوریهای بازگشته قرار نیست مدرن و براق شوند. بعضیها دقیقاً به این دلیل جذاباند که کمی قدیمی به نظر میرسند.
انگشترهای مهر، مدالها، گردنبندهای قدیمی و قطعاتی که ظاهر ارثی دارند نمونه خوبی هستند. انگشتر مهر زمانی میتوانست کاربردی بسیار جدی داشته باشد و با نشان حکشده روی آن برای تأیید هویت یا مهر کردن اسناد استفاده شود. حالا همان سطح صاف و فرم نسبتاً سنگین تبدیل به یک انتخاب زیباییشناسانه شده است.
جالبتر اینکه مرز جنسیتی این جواهرات هم ضعیفتر شده. Vogue پیشتر به این تغییر اشاره کرده بود که قطعاتی مثل signet ring، ساعتهای بزرگ، مروارید و حتی سنجاقهای تزئینی بیش از گذشته میان استایل زنانه و مردانه جابهجا میشوند.
در چنین فضایی، «شبیه جواهر پدربزرگ بودن» یا «شبیه چیزی که از صندوقچه خانوادگی پیدا شده» دیگر ایراد نیست؛ گاهی دقیقاً هدف است.
شانه و اکسسوری مو؛ بازگشت جزئیاتی که تقریباً فراموش شده بودند
وقتی درباره اکسسوری فکر میکنیم، ذهن معمولاً مستقیم سراغ جواهر میرود؛ اما بخشی از بازگشت تاریخی فعلی در مو اتفاق افتاده است.
شانههای تزئینی، سنجاقهای مو و فرمهایی که چند دهه در مقایسه با کلیپسها و کشهای ساده کمرنگ شده بودند، دوباره مورد توجه طراحان قرار گرفتهاند. حتی سردبیران Vogue در پیشبینیهای ۲۰۲۶ به بازگشت شانههای تزئینی مو، با الهام از استایلهایی که در مجموعه The Row دیده شده بود، اشاره کردند.
این شاید نمونه خوبی از چرخه انتخاب در مد باشد. وقتی یک وسیله بیش از حد معمولی و کارکردی میشود، بعد از مدتی نسخه تزئینی همان وسیله دوباره جذاب به نظر میرسد.
چرا این همه شیء قدیمی همزمان برگشتهاند؟

پاسخ را نمیشود فقط به نوستالژی خلاصه کرد.
یکی از دلایل مهم، خستگی از ظاهرهای بیش از حد یکدست است. وقتی لباسهای پایه سادهتر میشوند، یک سنجاق، شال، رشته مروارید یا قطعه قدیمی میتواند تفاوت بزرگی ایجاد کند. Vogue Business در بررسی بازگشت سنجاقها و آویزهای تزئینی هم روی همین قابلیت شخصیسازی تأکید کرده بود؛ اکسسوریهای کوچک به افراد اجازه میدهند بدون تعویض کل لباس، ظاهر متفاوتی بسازند.
عامل دیگر، علاقه به اشیایی است که داستان دارند. یک گردنبند کاملاً بینقص ممکن است زیبا باشد، اما قطعهای که فرم آن یادآور دوره خاصی از تاریخ، فرهنگ موسیقی یا حتی جعبه جواهرات نسل قبل است، یک لایه دیگر هم به استایل اضافه میکند.
به همین دلیل «وینتیج» دیگر الزاماً به معنی لباس پوشیدن شبیه گذشته نیست. میتوان تیشرت ساده پوشید و یک سنجاق قدیمی به آن اضافه کرد. میتوان کت مینیمال را با مرواریدهای بزرگ ترکیب کرد یا یک انگشتر مهر را کنار ساعت دیجیتال گذاشت.
در واقع جذابترین بازگشتها زمانی اتفاق میافتند که قطعه تاریخی از فضای طبیعی خودش بیرون کشیده شود.
احتمالاً اکسسوری خوب هیچوقت واقعاً از مد خارج نمیشود
اگر تاریخ جواهرات چیزی به ما یاد بدهد، این است که بعضی فرمها عمر بسیار بیشتری از ترندها دارند. طوق دور گردن، حلقه روی انگشت، شیء تزئینی روی لباس، مهره، مروارید، آویز و تزئین مو قرنهاست شکل عوض میکنند، ناپدید میشوند و دوباره برمیگردند.
آنچه تغییر میکند بیشتر از خود شیء، نگاه ما به آن است.
سنجاقسینه زمانی لباس را نگه میداشت و بعد نشانه تشخص شد؛ حالا ابزار شخصیسازی است. مروارید از نماد ظرافت رسمی به چیزی رسیده که حتی میتواند با استایل پانک ترکیب شود. چوکر از نمونههای باستانی تا فرهنگ پاپ دهه ۹۰ و رانویهای ۲۰۲۶ چند زندگی متفاوت داشته است. جواهرات بدنی هم نشان دادهاند که برای ساختن یک جزئیات شخصی، حتی لازم نیست اکسسوری روی لباس قرار بگیرد.
شاید برای همین بررسی آرشیو مد شبیه نگاه کردن به قبرستان ترندهای قدیمی نیست. بیشتر شبیه انباری از ایدههاست که هر نسل وارد آن میشود، چیزی برمیدارد، گردوغبارش را پاک میکند و به شکلی استفادهاش میکند که صاحب قبلی احتمالاً اصلاً تصورش را نداشته است.
و دقیقاً همینجاست که یک اکسسوری قدیمی دوباره زنده میشود؛ نه وقتی دوباره ساخته میشود، بلکه وقتی دیگر مثل گذشته پوشیده نمیشود.


